این لاک پشت فکر رسیدن است :)

یک آدم پر حرف نابلد مینویسد...

این لاک پشت فکر رسیدن است :)

یک آدم پر حرف نابلد مینویسد...

آخرین مطالب

پیوندها

۱۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

!

نمیدونم شاید اشتباه باشه ولی من از آدمای جوگیر و تحت تأثیر بدم میاد! آدمایی ک هیچی نمیدونن و دونفر کنارشون یه چیزی بگن سریع ب همون چیز گرایش پیدا میکنن. آدمایی ک ترم یک با حجاب فوق العاده اومدن و ترم دو مقنعه رفت عقب و ... ترم سه هم شد شروع مهمونی رفتنشون... همونایی ک از سیاست چیزی حالیشون نیس( من هم چیزی نمیدونم) ولی دو سه روز قبل انتخابات یهو تصمیم میگیرن لاک بنفش بخرن و پروفایلشونو عکس حمایتگرانه بذارن... همونایی ک حتی اسم دوتا بازیکنو بلد نیستن و تو عمرشون فوتبال ندیدنو یهو رو صورتشون پرچم میکشن میان بگن ک ماهم آره!

قبول دارم زندگی هرکس ب خودس ربط داره و قطعا این حرفارو از من نمیشنوه کسی ولی این تغییرات صرفا بخاطر خودنماییه (چیزی که من میبینم) و نه چیز دیگه ای. بدون اینکه حتی سعی کنن یه مقدار اطلاعاتشونو در اون زمینه بالا ببرن تا اگه کسی چیزی پرسید ضایع نشن.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۴۲
khode khodam:D

یادمه بهش گفتم من دیگه هیچکسو اندازه ی تو دوسندارم...

دروغ هم نگفتم!

ولی این چندماهه بهم نشون داد من میتونم یکیو بیشتر ازون دوسداشته باشم :)

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۸
khode khodam:D

_الآن چیزی عوض شده؟

+ من... قبلا عصبانی بودم ولی الآن بنظرم همه حق دارن، حتی حق اشتباه کردن


:)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۰
khode khodam:D

به تمام قاصدکای شهر سپردیم...

اما تو انقدر دور شده بودی ک صدامون بهت نرسید :) نزدیک خدا بودن قطعا کیفش بیشتر از زندگی کردن تو این زندونه... وحید عزیز کسی ک باعث بشه چندین و چند نفر دیگه زنده بمونن،هیچوقت نمیمیره... پس ناراحتی ای ندارم... زهرا بهم میگه تو قوی بودی همیشه و میگفتی بخواه تا اتفاق بیفته، اگه نیفتادم حتما صلاحه... ما خواستیم و اتفاق نیفتاد! یادت تو ذهنم خیلی عزیز موند برای ابد... الهی ک جات اونجا امن باشه. تو همیشه زنده ای.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۴۴
khode khodam:D

هروقت حالم افتضاح افتضاحم باشه، با دیدن والیبال کنار بابام و الکی غرغر کردن و داد و بیداد راه انداختنو حرص خوردن، همه چیزو فراموش میکنم. درست مثل دو شب پیش

امشب ک والیبال نداره چیکار کنم؟

پ ن یک: کاش مغازه ی خوشالی فروشی داشتیم اونوقت میرفتیم قد تمام این روزای مزخرفمون خوشالی میخریدیم...

پ ن دو: لطفا همچنان برای وحید دعا کنید... مثل اینکه همه چیز تا پنج شنبه باید معلوم شه....

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۳۲
khode khodam:D

منو زهرا سال اول دبیرستان همکلاسی بودیم اما هیچوقت دوست صمیمی نبودیم تا وقتی ک کلا مدرسه تموم شد و ما باهم بیشتر با چت کردن دوست شدیم! درواقع خیلی زیاد هم دوست شدیم و صبح تا شب باهم حرف میزدیم و حرف میزدیم... زهرا ی داداش داره ک خیلی هواشو داره... خیلی زیاد! اسمش وحیده و به تازگی اسمشو عوض کرد و گذاشت مهرداد... هروقت پست های اینستاگرام زهرارو میبینی محاله نشونه ای از وحید توش نباشه!

دو روز پیش من ب شهری ک زهرا اونجا دانشجوعه رفتم و اون گفت که وحید قراره فردا بیاد دنبالش... گفت همیشه میان دنبالش! منم گفتم زهرا یکم مستقل شو خودت بیا و برو دیگه! اونم گفت خودشون میان باور کن! 

و دیروز یکهو با این جمله مواجه شدم ک برای داداشم دعا کن تصادف کرده!

و امروز ک گفتن مثل اینکه قراره اعزام بشه برای اهدای عضو... و زهرا هنوز خبر نداره.

نمیدونم الآن زهرا با خبر شده یا نه... چون جوابمو نداد دیگه...ولی حالم قابل توصیف نیست! با داداشش خیلی برخورد نداشتم ولی شنیدن خبرش به تنهایی میتونه کمر آدمو خم کنه... من باید چیکار کنم؟ زهرا طاقت نمیاره و حتما از من توقع داره بعنوان دوست کارایی براش بکنم... من نمیدونم چی! و هنوز تنها امیدم ب دروغ بودن خبریه ک شنیدم... امیدم ب اینه ک مثل فیلما تو شب قدر بیدار شه و حالش خوب شه...

وحید عزیز... واقعا تو نوشتن این پست نتونستم از فعل های گذشته برات استفاده کنم... امیدوارم اینطور هم نباشه!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۱۲
khode khodam:D

یکی ب من بگه عزیزدلم، براش میمیرم :/

عجیبه ک من انقدر این کلمه رو بیشتر از بقیه چیزا دوسدارم

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۵
khode khodam:D
بی انصافیو میذارم کنار و اتفاقات خوب این هفترو میشمرم
_ ی سری از دندونامو درست کردم D:
_ لپ تاپ خریدم بالاخررررره ^_^
_ ارائه تنظیمو دادیم و راااااحت شدیم *_*
_ امروز دارم میرم خوووووونمووووون , غذای خووووووب :))))
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۳۵
khode khodam:D

برای خودم متأسفم ک روز به این زیبایی رو با گریه آغاز میکنم!

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۷ ، ۰۷:۰۵
khode khodam:D

گفته بودم ک نازنین عجیب است! او ب چیزهای جالبی اعتقاد دارد، مثلا یکبار یک کتاب ک داشتم میخواندم را برداشت و هی از آن کتاب سوال پرسید و کتاب هم دقیق دقیق جوابش را میداد... 

امشب هم از همان شب ها بود...

صورتش و نگاهش در حین خاموش و روشن شدن چراغ ها، ترسی بر جانم می انداخت و از همه بیشتر جواب هایی ک گرفتم!

+ آیا ب او تولدش را تبریک بگویم؟ هیچکس جرات نکرد حرف دیگری بزند..

+ آیا او هنوز ب من فکر میکند؟ بدون اینکه فکر کند...

و

و

و

...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۸
khode khodam:D