این لاک پشت فکر رسیدن است :)

یک آدم پر حرف نابلد مینویسد...

این لاک پشت فکر رسیدن است :)

یک آدم پر حرف نابلد مینویسد...

آخرین مطالب

  • ۹۷/۰۳/۳۱
    !

پیوندها

کابوس

شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۹ ق.ظ

از مترو خارج میشوم. میبینمش، روی زمین نشسته و دارد آهنگ گوش میدهد. صدایش میکنم، نمیشنود... به شانه اش میزنم، سرش را بالا می آورد و من خسته ترین چهره اش را میبینم. میگویم کجا برویم؟ نمیداند... اشک میریزد. روی صندلی های ایستگاه اتوبوس مینشینیم و او هی اشک میریزد. کم کم به حرف می آییم.

راستی چه شد که اینطور شد؟ مقصرش من بودم یا تو؟ مگر فرقی هم دارد؟ 

از خواب بیدار میشوم.

فکر میکنم به اینکه من آدم نسبتا باگذشتی  هستم. یعنی هروقت کسی عذرخواهی کند حتما میبخشمش، ولی چرا انقدر یک دندنه ام؟ چرا وقتی تصمیمی میگیرم محال است از آن برگردم حتی اگر خودم هم هرشبش را با کابوس بگذرانم؟ 

اگر آن دفعه سر تصمیمم نمیماندم، الآن کجا بودم؟

بهتر از اینجا بود؟ یا بدتر؟ گسی هست که مطلقا بداند خوب و بد چیست؟


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۶
khode khodam:D

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی