این لاک پشت فکر رسیدن است :)

یک آدم پر حرف نابلد مینویسد...

این لاک پشت فکر رسیدن است :)

یک آدم پر حرف نابلد مینویسد...

آخرین مطالب

  • ۹۷/۰۳/۳۱
    !

پیوندها

چهارشنبه

جمعه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۲۰ ق.ظ

چهارشنبه هشت و نیم صبح دندونپزشکی بودم و خانومی ک اونجا بود ب زور چادر سرمون کرد ک نمیدونم با دیدن ما کی قرار بود ب گناه بیفته و وظیفه ی ایشون بود ک جلوگیری کنه ازاین قضیه... تو بخش رادیولوژی چادر واقعا برام دست وپاگیر بود و خانومی ک هی میگفت دهنتو بیشتر واکن هم اعصاب خورد کن و درنهایت با یه بداخلاقی بش گفتم فک من درمیره بیشتر ازین نمیتونم!

بعدشم رفتم نمایشگاه کتاب تا دوستامو ببینم... و همش احساس تهوع داشتم نسبت ب خودم ک بخاطر لج کردن با ی سریا ک ازشون بدم میاد و خیلی بیخود هم بود دلیلم، بن کتاب نگرفتم و مجبور بودم با حسرت ب کتابایی ک دوسشون دارم نگاه کنم و هی میگفتم بن گرفتن من چ ربطی ب اونا داشت آخه؟ ولی میتونستم خودمو قانع کنم و همه چیزو بندازم گردن بقیه!

وقتی داشتم برمیگشتم حس میکردم مثل روزقبل ک تو امورخوابگاه ها فشارم افتاد،دوباره داره همین اتفاق میفته و بعد فهمیدم علاوه بر دندون درد،سرماخوردگی و یبوست هم ب نشانه های افتخارم اضافه شده و ب محض ورود ب کلاس ونشستن،استاد با دیدن قیافم پرسید خسته ای زهرا؟گفتم نه استاد حالم خوب نیس!

ولی واقعیتو از همه بیشتر تشخیص داده بود... خسته بودم خیلی خسته... خسته از دندون درد... خسته از بدبیاری... خسته از لج بازیای غیرعمدی و ناخودآگاهانه ک داره ذره ذره نابودم میکنه... خسته از بی استعدادیم تو رشته م... خسته از بی دوستی تو این شهر مزخرف... خسته از دوری بهترین دوستام... خسته از خودم... خسته از همه چی!

موافقین ۱ مخالفین ۱ ۹۷/۰۲/۲۱
khode khodam:D

نظرات  (۱)

بی‌استعداد نیستی. فقط هنوز اون چیزی که خیلی بهش علاقه داری رو پیدا نکردی :)
پاسخ:
هرچقد فک میکنم میبینم هیچ استعدادی ندارم با وجودعلاقه،کلا ی حالت ناامیدیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی